افراد یون تابال شبانه و در حین عمل قاچاق به گروه دوچی حمله میکنند و جنگی میون اونا راه می افته و از اونجایی که جومونگ در میان افراد دوچی بود ، جون دوچی رو از مرگ نجات میده.دوچی از این حمله خیلی عصبانی میشه و به افرادش میگه که ببین این حمله از طرف چه کسی بوده،بعد از تحقیق،متوجه میشند که یون تابال پشت این حمله بوده.دوچی همون گروه دزد ها رو اجیر میکنه که سوسانو رو بدزدند تا از این راه از یون تابال انتقام بگیره.خلاصه بعد از یه سری جنگ و جدل سوسانو رو میدزند و میبرند.
یون تابال ، سایونگ رو برای مذاکره با دوچی میفرسته و میگه که برو ببین خواسته ی دوچی چیه..! دوچی و سایونگ با هم وارد صحبت میشن و دوچی میگه که یون تابال باید به پام بیوفته و ازم عذرخواهی کنه و اگه تا صبح نیاد دخترش سوسانو رو میشکم.جومونگ این صحبت رو میشنوه و مخفیانه به سمت مکانی میره که سوسانو داخل اونجا زندانی هستش و سوسانو رو آزاد میکنه ، اما خانم سوسانو لج بازیشون شروع میشه و میگه که من دیگه به تو اعتماد نمیکنم.اما .... ادامه رو در خلاصه قسمت هشتم سریال افسانه جومونگ در سه شنبه بعد بخونید..!