تبلیغات
مرکز تفریحی هنری علمی سینمایی ناپدید - jumong
مدیر وبلاگ :
جهت تبادل لینک ما را با نام
"داغ ترین ها در ناپدید"
و آدرس
WwW.NAPADiD.iR
لینک کنید و لینک خود را برای ما بفرستید. با تشکر ناپدید

ارسال لینک
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
کل بازدید :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  

گروه سوار نظام به دنبال هائه مو سو همه جا را می گردند تا به قبیله هابیک می رسند رییس سربازا از بانو یوهوا که دختر رییس قبیله باشن و مشکوک می زنه که یه مرد نامحرم را مخفی کرده بوده سوالاتی می کنن.و وقتی مطمئن می شن اون هائه مو سو بوده کل قبیله هابیک از جمله ددی دختره را قتل عام می کنن

 

 


اینم نمونه ای از کشت و کشتارشون

همه را می کشن و دختره را هم به اسارت می برن تا گردن بزنن. این شازده را که می شناسین؟؟ بله پسر اون یکی رییسه که دوست هائه باشه می یاد می بینه هابیکی ها را کلا کشتن وقتی پرس و جو می کنه می گن سواره نظام های نامرد به خاطر اینکه اونا به هائه موسو پناه دادند همه را قتل عام کردند.


هائه که فرار کرده بود در راه می ره آب بخوره که رییس یه قبیله اونو می بینه(از بس تو این فیلم قبیله زیاده منو از گفتن اسم همه قبیله ها معاف کنین) که اون از هائه خوشش می یاد و به چادر خودش دعوتش می کنه

زن طرف هم حامله است و رییسه خیلی حال می کنه بعده این همه دختر خدا یه پسر کاکل زری بهش بده به همین خاطر خیلی ناز زنه را می کشه


با هائه همغذا می شن و مشروب هم می خورن تا اینکه زنه ییهویی از کشته شدن کل قبیله هابیک می گه که هائه را شکه می کنه

یو وا هم به خاطر پناه دادن به مجرم به مرگ محکوم می شه و می برننش تا تو پایتخت اعدامش کنن تا برا همه درس عبرت شه


هائه که خودشو مسئول جنایت سواره نظام می دونه خیلی دلش گرفته

شازه هم تو راه بانو یووا را می بینه که دارن به اسارت می برن


بانو را مثل مزبله رها کردن تو آشغال دونی که شازده اینا می یان اونو نجات می دن

هائه که می خاد خودشو به پایتخت برسونه و راهی جز همراهی با این کاروان نمی بینه از اونا می خاد که در قبال کار براشون اونو با خودشون ببرن که اون رییسه قبول می کنه


شازده هم که بانو را به قصرشون آورده ازش پرستاری می کنه تا به هوش بیاد

رییسه فهمیده که اون مرد هائه مو سو است و می خاد تا به پاتخت رسید پول خوبی از دادن اون به حکومتی ها در بیاره


دزد ها به قبیله همینایی که هائه باشونه حمله می کنن که هائه بد جور اونا را تار و مار می کنه و رییسه خیلی ازش خوشش می یاد.

زن رییس هم می زاد ولی اینبار هم دخترررررررررررررررر


و بلاخره کاروان به پایتخت می رسن

رییسه برای دیدن بزرگای شهر به مقر حکومت می ره و معاملاتشو انجام می ده اولش به قصد تحویل هائه می ره ولی دلش نمی یاد اونو تحویل بده اخه کمکشون کرده و اونا را از مرگ نجات داده


می یاد و به هائه می گه من می دونم تو هائه هستی و... و خلاصه می گه ما نمک گیر شدیم دلم نمی یاد تحویلت بدم از اینجا برو

خدافظی می کنه و می ره


از طرفی کاهن که بانو یووا را تو قصر دیده فک می کنه ششازده می خاد با اون ازدواج کنه که اونو منع می کنه

شازده دوباره هائه را می بینه


هائه از اتفاقات این چن وقت می گه

شازده اونو پیش پاپی می بره تا در مورد برنامه ای که برای جنگ با اون یکی قبیله دارن مشورت کنن


بعد از جلسه شازده به هائه می گه بیا داداشی یه سورپرایز دارم

چی بهتر از این سورپرایز!!!!!!!!!!!!!!!


به پاش می افته و ازش معذرت می خاد ولی بانو می گه تو فقط انتقام بابامو بگیر

هائه سربازای قبیله اش را برای جنگ آماده می کنه


از طرفی زن شازده فک می کنه که شازده عاشق شده و اون زنو اورده برای ..... برا همین از رو حس حسادت زنونش دس به تحقیق می زنه


با اون خلوت می کنه و می فهمه که اون می خاد به اردوگاه سربازای قبیله بره و انتقام باباش را به کمک اونا از دشمن بگیره که زنشازده یه نفس راحت می کشه


ولیعهد خدمت شاه می رسه و اونو در جریان مهیا شدن مقدمات جنگ با قوم هان كه بیشترش صدقه سر هه موسو بوده قرار می ده و به شاه می گه خیلی از قبایل به خاطر اون به ما پیوستند

بانو یوهوا هم كه برای كمك به سربازا به اردوگاه رفته در اصل می خاد تو جریان انتقام اونم سهیم باشه.(ولی من فك می كنم بیشتر برا هه مو سو رفته باشه اونجا!!!!!)


هه مو سو كه می بینه بانو خیلی رنج می كشه یه روز سر و گوش آب می ده تاا ببینه كی بانو تنها می شه تا باهاش حرف بزنه
یه روز كه بانو می ره آب بیاره هه موسو دنبالش می ره و به بهانه كمك كردن به اون می برتش به دشت تا كسی نباشه و ازش برای اتفاقاتی كه رخ داده معذرت می خاد ولی بانو می گه اون از بچگی شخصیت هه مو سو را دوس داشته و خلاصه ته كار یه صحنه عاشقانه رخ می ده


هه مو سو بانو یوهوا را در آغوش می كشه تاا محبت خودشو به اون نشون بده


كاهن كه یه بوهایی برده و فكر می كنه كه شازده عاشق یوهوا شده اونو به اتاقش می بره تا باهاش دعوا كنه كه شازده می گه همه چیزش مال هه مو سو است حتی زنی كه دوستش داره و یه جوراییی خیال كاهن تخت می كشه كه یوهوا مال شازده نمی شه


از طرفی در خلوت های شبانه اردوگاه هه موسو و بانو با هم خلوت كردن و هه موسو داره حلقه دستش می كنه و رسما با هم ......


اینم از اولین هم آغوشی رسمی این دو كفتر بال شكسته


وزیر اعظم و كاهن بزرگ كه حالا دیگه بعد از این سكانس چهره منافق و تینت بدشون برامون روشن می شه دارن نقشه می كشن كه پرنده سه پا (كاهن تشخیص داده اون پرنده هه مو سو است) را از صحنه هستی بردارن تا خیالشون تخت بشه آخه اونا قصد دارن با كشتن شاه بویو كه همون بابای شازده باشه حكومت را به دست بگیرن


به همین دلیل می یان پیش بابای شازده و بهش می گن اگه هه موسو را نكشی حكومتت متزلزل می شه و هزار تا فلسفه می بافن تا اونو راضی می كنن طی نقشه ای به وسط دشمن بفرستن تا اونا اونو دستگیر كنن


به هه موسو خبر می دن كه عده زیادی از همشهری هاش دارن به اینجا می یان ولی به خاطر اینكه مسیر محاصره شده امكان داره اونا را دستگیر كنن(این قسمت اول نقشه كاهنه) هه موسو تصمیم می گیره به كمك اونا بره


پیش شاه می یان تا رخصت بگیرن برای بردن سپاه به كمك همشهری ها.(قسمت دوم نقشه شاه با هزار تا شرط بهش اجازه خروج می ده ولی شرط می كنه كه شازده نره)


محل آوارگان را پیدا می كنن و افرادی كه اونا را دستگیر كردن كه ظاهراا تعدادشون كمه (قسمت سوم نقشه كاهن: مخفی شدن سپاه دشمن در كمین هه موسو)


هه موسو با حالی كه حسابی می جنگه ولی در دام می افته و نقشه كاهن اجرا می شه و هه موسو دستگیر می شه



از زمین و آسمون به روش شمشیر می كشن

شازده كه می فهمه یه بوهایی می یاد می ره می بینه هه موسو نیس وقتی می ره دنبالش می فهمه كه اونو دستگیر كردن و به شهر هیون توگون كه پاتخت دشمن باشه بردن اینو به بانو یوهوا كه می گه اشكش جاری می شه


هه موسو به صلیب كشیده می شه تا جزای كارهای بدش را ببینه و چشماش را هم كور می كنن


اینقدر شكنجش می كنن كه دیگه نا نداره


یه دفعه اوضاع ناامن می شه و شازده به بانو می گه بیا بریم كه اون می گه نه من نمی یام هه موسو نباید بمیره من باید چیزی بهش بگم



من باید به اون بگم كه ازش باردارم!!!!!!!!!!!



  • نوشته شده توسط در دوشنبه 13 آبان 1387 و ساعت 12:47 بعد از ظهر [لینک ثابت] | نظرات()
    »» خبرهایی از جام جهانی
    »» تصاویر زیبا از جام جهانی 2010
    »» گوشه هایی از جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی
    »» اس ام اس روز پدر
    »» داستانک
    »» پاسخ‌ آقای مجری به هدیه تهرانی
    »» چگونه لباس ها یمان را ست كنیم؟
    »» عکس های نیوشا ضیغمی
    »» جریمه بد حجابی!
    »» عکس های جدید حمید عسگری
    »» نحوه پرداخت یارانه نقدی
    »» گالری عكس های سال 89 نیوشا ضیغمی
    »» عكسی زیبا از پرستو صالحی و سحر قریشی
    »» گلشیفته فراهانی به ایران بازگشته است برای ساخت اولین فیلمش در مقام کارگردان
    »» سوپر مدل مشهور برای بار سوم مادر شد!(+عکس)
    »» اسکار ( سریال همسایه ها ) در فارسی 1 Farsi1
    »» گلشیفته فراهانی روی جلد مجله در ایتالیا
    »» رالی بزرگ گوسفند ها Champion Sheep Rally
    »» بازی فکری و بسیار جذاب Ballance
    »» اس ام اس تبریک روز مادر – پیام تبریک روز مادر
    »» کارگردان "یوسف پیامبر" به 3 سال زندان محکوم شد
    »» اس ام اس برای روز مادر
    »» آخرین قسمت کارتون میگ میگ Road Runner و شکار پرنده به دست گرگ!!!
    »» آلفرد نوبل
    »» جستجوی امن در گوگل امکان‌پذیر شد
    »» خبر داغ داغ اولین تصاویر رسمی از بازی KillZone3
    »» دانلود رایگان فول آلبوم معین
    »» عکس های جشن قهرمانی اینتر میلان در لیگ قهرمانان اروپا
    »» Prince of Persia: The Sands of Time
    »» عکس های خنده دار

    »»لیست آخرین پستها