تبلیغات
مرکز تفریحی هنری علمی سینمایی ناپدید - خلاصه قسمت هفدهم سریال افسانه جومونگ
مدیر وبلاگ :
جهت تبادل لینک ما را با نام
"داغ ترین ها در ناپدید"
و آدرس
WwW.NAPADiD.iR
لینک کنید و لینک خود را برای ما بفرستید. با تشکر ناپدید

ارسال لینک
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
کل بازدید :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

  

خلاصه قسمت هفدهم سریال افسانه جومونگ


بــــله ، داشتم واستون میگفتم ، فرشته نجات سوسانو یعنی آقای پرنس جومونگ سر میرسه و جون سوسانو رو نجات میده . چند نفری میمیرند و چند نفری هم فرار میکنند . فردی که مرده بود توسط سایونگ شناسایی میشه و میفهمند که یکی از سربازان سپاه هنگ – این هستش . خلاصه با پی گیر های به عمل اومده میفهمند که رئیس سپاه  هنگ این به علت یک سری خیانت ها از کار بر کنار شده و الان با سربازانش یک گروه شورشی و خطرناک رو به راه انداختند . به همین دلیل سایونگ پیشنهاد میکنه که بهتره به بویو برگردیم ، وگرنه توسط شورشی ها کشته  خواهیم شد . سوسانو هم در شک میمونه ....

http://www.jumong.ir/photos/122517-www.jumong.ir-p17-s1.jpg

جومونگ تصمیم میگیره که به جایگاه  شورشی ها بره تا از قدرت و تعداد اونا خبری به دست بیاره  .  و اما میرسیم به یانگ جونگ که سر زده به بویو اومده ، یانگ جونگ پیش شاه میاد و بهش میگه که ما میخواهیم وارد جنگ با یه سپاهی در جنوب بشیم و اگر کشور بویو به ما ده هزار سرباز بده ، مشکلات ما بکلی تمام میشه . از اون طرف هم تسو که طرفدار یانگ جونگ هستش سعی میکنه که پدرش رو متقاعد کنه که به سپاه هان سرباز اعزام کنه ، اما گوم وا هنوز تردید داره . جومونگ هم به همراه ماری و اویی و هیوپ آمار گروه شورشی رو در میاره  و میفهمه که اونا افرادی رو که میگیرند برای برده فروشی نگه میدارند و اموالشون رو غارت میکنند

http://www.jumong.ir/photos/2253586-www.jumong.ir-p17-s2.jpg

فرمانده شورشی ها هم  کاروان تجاری سوسانو رو تحت نظر میگیره و به سربازانش میگه که به محض حرکت کاروان تجاری به اونا حمله کنید و سوسانو رو زنده برای من بیارید .. اون طرف هم که سوسانو از موضوع خبر داره که با حرکتش به گوسان ممکنه که جون کارگر هاش به خطر بیافته ، تصمیم میگیره که بر گرده به بویو ، اما جومونگ میگه که اگه امکان داره یه دو روزی به من فرصت بده تا خودم موضوع رو حل کنم .

خلاصه قسمت هفدهم سریال افسانه جومونگ


بــــله ، داشتم واستون میگفتم ، فرشته نجات سوسانو یعنی آقای پرنس جومونگ سر میرسه و جون سوسانو رو نجات میده . چند نفری میمیرند و چند نفری هم فرار میکنند . فردی که مرده بود توسط سایونگ شناسایی میشه و میفهمند که یکی از سربازان سپاه هنگ – این هستش . خلاصه با پی گیر های به عمل اومده میفهمند که رئیس سپاه  هنگ این به علت یک سری خیانت ها از کار بر کنار شده و الان با سربازانش یک گروه شورشی و خطرناک رو به راه انداختند . به همین دلیل سایونگ پیشنهاد میکنه که بهتره به بویو برگردیم ، وگرنه توسط شورشی ها کشته  خواهیم شد . سوسانو هم در شک میمونه ....

http://www.jumong.ir/photos/122517-www.jumong.ir-p17-s1.jpg

جومونگ تصمیم میگیره که به جایگاه  شورشی ها بره تا از قدرت و تعداد اونا خبری به دست بیاره  .  و اما میرسیم به یانگ جونگ که سر زده به بویو اومده ، یانگ جونگ پیش شاه میاد و بهش میگه که ما میخواهیم وارد جنگ با یه سپاهی در جنوب بشیم و اگر کشور بویو به ما ده هزار سرباز بده ، مشکلات ما بکلی تمام میشه . از اون طرف هم تسو که طرفدار یانگ جونگ هستش سعی میکنه که پدرش رو متقاعد کنه که به سپاه هان سرباز اعزام کنه ، اما گوم وا هنوز تردید داره . جومونگ هم به همراه ماری و اویی و هیوپ آمار گروه شورشی رو در میاره  و میفهمه که اونا افرادی رو که میگیرند برای برده فروشی نگه میدارند و اموالشون رو غارت میکنند

http://www.jumong.ir/photos/2253586-www.jumong.ir-p17-s2.jpg

فرمانده شورشی ها هم  کاروان تجاری سوسانو رو تحت نظر میگیره و به سربازانش میگه که به محض حرکت کاروان تجاری به اونا حمله کنید و سوسانو رو زنده برای من بیارید .. اون طرف هم که سوسانو از موضوع خبر داره که با حرکتش به گوسان ممکنه که جون کارگر هاش به خطر بیافته ، تصمیم میگیره که بر گرده به بویو ، اما جومونگ میگه که اگه امکان داره یه دو روزی به من فرصت بده تا خودم موضوع رو حل کنم . سوسانو هم موافقت میکنه

http://www.jumong.ir/photos/199675-www.jumong.ir-p17-s3.jpg

جومونگ و ماری و اویی و هیوپ با هم تصمیم میگیرند که به مخفیگاه شورشی ها برند و به خاطر همین نقشه میکشند که به صورت یه گروه تجاری 4 نفره از گذرگاه شورشی ها عبور کنند تا شورشی ها اونا رو دستگیر کنند و اونا رو به عنوان برده به مخفیگاهشون ببرند و جومونگ و یاراش هم شبانه خودشونو از زندان شورشی ها نجات بدند و برند سر وقت رئیس شورشی ها و از شرش خلاص بشند . این نقشه اونا عملی میشه و به عنوان برده  به زندان شورشی ها می افتند .  این خبر به سوسانو هم میرسه و اون هم خیلی نگران میشه

http://www.jumong.ir/photos/9067845-www.jumong.ir-p17-s4.jpg

همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا اینکه هان دانگ ( زیر دست توچی ) برای خرید برده ها پیش رئیس شورشی ها میاد .و  متاسفانه جومونگ رو شناسایی میکنه و به رئیس شورشی ها خبر میده . شب که میرسه جومونگ و دوستاش از زندان فرار میکنند تا نقشه کشته شدن رئیس شورشی ها رو عملی کنند، اما رو دست میخورن و باز هم گیر می افتند

http://www.jumong.ir/photos/7018413-www.jumong.ir-p17-s5.jpg

 هان دانگ هم کارش پیش شورشی ها تموم میشه و به رئیسشون میگه که اگه اونا رو بکشید رئیس ما ( توچی ) پول خوبی به شما میده ، خلاصه با همون خیال به بویو بر میگرده و به توچی این خبر رو میده ، توچی هم خوشحال میشه و میره پیش پرنس یونگ پو . در این میان که توچی و هانگ دانگ با هم صحبت میکردند ، بویونگ صداشونو میشنوه و از موضوع با خبر میشه و خیلی ناراحت میشه

http://www.jumong.ir/photos/1593954-www.jumong.ir-p17-s6.jpg

یو می یول هم که در فشارهای مراسم مخصوص به خودش هست ، وسط کار غش میکنه و واسش آب قند میارند . یانگ جونگ هم از اون طرف به تسو فشار میاره که از پدرت ( گوم وا ) ok  رو  بگیر و به هان سرباز بفرست تا روابط بین ما بهتر بشه ، اما تسو کاری از دستش بر نمیاد و شاه هم به صراحت به یانگ جونگ میگه که بهت سرباز نمیدم و اگه کار خطایی کنید با شما وارد جنگ می شیم

http://www.jumong.ir/photos/548856-www.jumong.ir-p17-s7.jpg

یو می یول هم که خبر حمله و جنگ به هان رو میشنوه پیش گوم وا میاد و  ازش گلایه میکنه و میگه که من ده روز عبادت میکردم ، اما شما یکبار هم به دیدن من نیومدید . من تمام عمرم رو وقف شما کردم و حتی زمانی که روحانی نبودم به شما علاقه داشتم . گوم وا هم میگه که به خاطر ظلمی که شما در حق هموسو کردید ، شما رو نمی بخشم

http://www.jumong.ir/photos/1692318-www.jumong.ir-p17-s8.jpg

بر میگردیم به قبیله هنگ – این ، سوسانو و کاروانش منتظر بازگشت جومونگ هستند ، اما جومونگ دست شورشی هاست و سوسانو تصمیم میگیره که  خودش شخصا به اقامتگاه شورشی ها بره و باهاشون معامله کنه . خلاصه به پایگاهشون میره و میگه که میخوام با سر دسته راهزن ها صحبت کنم اما اونا میگن که رئیسمون نیستش فعلا و شما باید تا زمان اومدن رئیسمون زندانی بمونید

http://www.jumong.ir/photos/6134390-www.jumong.ir-p17-s9.jpg

سوسانو و جومونگ در یک بند با هم زندانی میشن و جومونگ از وضع پیش اومده اظهار ناراحتی میکنه و عذر خواهی میکنه ، اما سوسانو کارش از این حرفا گذشته و به کل عاشق شده و در جواب میگه که من زندگی خودم رو می دم تا تو زنده بمونی ، حتی اگه در این راه بمیرم هم هرگز پشیمان نمیشم . جومونگ هم میگه که منم .....

http://www.jumong.ir/photos/1074601-www.jumong.ir-p17-s10.jpg

  • طبقه بندی: قسمت های سانسور شده سریال افسانه جومونگ jumong،   

  • نوشته شده توسط در پنجشنبه 15 اسفند 1387 و ساعت 06:31 بعد از ظهر [لینک ثابت] | نظرات()
    »» خبرهایی از جام جهانی
    »» تصاویر زیبا از جام جهانی 2010
    »» گوشه هایی از جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی
    »» اس ام اس روز پدر
    »» داستانک
    »» پاسخ‌ آقای مجری به هدیه تهرانی
    »» چگونه لباس ها یمان را ست كنیم؟
    »» عکس های نیوشا ضیغمی
    »» جریمه بد حجابی!
    »» عکس های جدید حمید عسگری
    »» نحوه پرداخت یارانه نقدی
    »» گالری عكس های سال 89 نیوشا ضیغمی
    »» عكسی زیبا از پرستو صالحی و سحر قریشی
    »» گلشیفته فراهانی به ایران بازگشته است برای ساخت اولین فیلمش در مقام کارگردان
    »» سوپر مدل مشهور برای بار سوم مادر شد!(+عکس)
    »» اسکار ( سریال همسایه ها ) در فارسی 1 Farsi1
    »» گلشیفته فراهانی روی جلد مجله در ایتالیا
    »» رالی بزرگ گوسفند ها Champion Sheep Rally
    »» بازی فکری و بسیار جذاب Ballance
    »» اس ام اس تبریک روز مادر – پیام تبریک روز مادر
    »» کارگردان "یوسف پیامبر" به 3 سال زندان محکوم شد
    »» اس ام اس برای روز مادر
    »» آخرین قسمت کارتون میگ میگ Road Runner و شکار پرنده به دست گرگ!!!
    »» آلفرد نوبل
    »» جستجوی امن در گوگل امکان‌پذیر شد
    »» خبر داغ داغ اولین تصاویر رسمی از بازی KillZone3
    »» دانلود رایگان فول آلبوم معین
    »» عکس های جشن قهرمانی اینتر میلان در لیگ قهرمانان اروپا
    »» Prince of Persia: The Sands of Time
    »» عکس های خنده دار

    »»لیست آخرین پستها