تعامل
نیوز:مایک ادموند عکاس و هنرمند عکسی مفهومی از خود گرفته و با نوشتن
جمله:اگر دقت کنید به تغییرات پی میبرید شهرت زیادی به دست آورد. این عکس هم تمام رخ هست و هم نیمرخ

طبقه بندی: طنز و سرگرمی، مطالب جالب، گالری عکس،
برچسب ها: شاهکاری از یک عکاس را ببینید، عکس، جالب،
محصولاتی که برای تولیدشان فکر شده است



ادامه مطلب
طبقه بندی: هنر و خلاقیت، مفیدانه، علم و تکنولوژی، مطالب جالب،
برچسب ها: جالب، محصولاتی که برای تولیدشان فکر شده است، خلاقیت، عکس،

حکایت و داستان زیبای معنای عشق
دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسری شد. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، او از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که آن پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه آن پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهری که آن پسر اقامت داشت کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد! در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.
ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت… پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در
آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک
زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت
مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می
ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و
گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من
نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.
مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در
حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و
پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز
شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب
داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ،
چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود:
معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد
طبقه بندی: مطالب جالب، مفیدانه،
برچسب ها: داستان زیبای معنای عشق، داستان، داستان کوتاه، عاشقانه، عاشقانه ها،
ادامه مطلب
طبقه بندی: هنر و خلاقیت، گالری عکس، مطالب جالب،
برچسب ها: جالب، عکسهای هنرنمایی با سکه های فلزی، عکس، سرگرمی،
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.برو ادامه مطلب

ادامه مطلب
طبقه بندی: طنز و سرگرمی، مطالب جالب،
برچسب ها: افسرده کننده ترین شغل دنیا، جالب، عکس،
بگفتا به رستم كه ای نیكزاد
در این disk باشد یكی file ناب
كه بگرفتم از site افراسیاب
برو حال می كن بدین disk هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش
شتابان به دیدار رایانه اش
چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دكمه power اش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk را در drive اش گذاشت
نكرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت
یكی list از root دیسكت گرفت
در آن disk دیدش یكی file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود
كز آن یك demo گشت زان پس عیان
به فیلم و به موزیك و شرح و بیان
به ناگه چنان سیستمش كرد hang
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره reset نمود
همی كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد
بیامد كه لیسانس رایانه بود
بدو گفت رستم همه مشكلش
وز ان disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قیچی و ریش
یكی bootable دیسك آورد پیش
یكی toolkit اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود
همی گشت toolkit هارد اندرش
چو كودك كه گردد پی مادرش
به ناگه یكی رمز virus یافت
پی حذف امضای ایشان شتافت
چو virus را نیك بشناختش
مر از boot sector بر انداختش
یكی ضربه زد بر سرش toolkit
كه هر بایت ان گشت هشتاد bit
به خاك اندر افكند virus را
تهمتن به تهمینه زد بوس را
چنین گفت تهمینه با شوهرش
كه این بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خریت مكن
ز رایانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار
نگیرد دگر disk از اسفندیار
طبقه بندی: مطالب جالب، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: رزم رستم و ویروس، جالب، طنز، خواندنی،
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... گه می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...
طبقه بندی: مطالب جالب، مفیدانه، طنز و سرگرمی،
برچسب ها: ببخشید!میتونم به خانومتون نگاه کنم؟، جالب، خواندنی، طنز،
| برنده جایزه زیباترین چشم جهان، کسی که از آنجلینا جولی هم زیباتر است!! + عکس | |
|
| |
| | |
| |
| مجله مشهور پیپل (People) آمریکا اخیرا با انتشار رتبه بندی جدیدی که به نظر می رسد ... | |
ادامه مطلب
طبقه بندی: سینما، سینمای هالیوود، مدل لباس، مد و زیبایی، مطالب جالب،
برچسب ها: برنده جایزه زیباترین چشم جهان، کسی که از آنجلینا جولی هم زیباتر است!! + عکس، برنده جایزه زیباترین چشم جهان کسی که از آنجلینا جولی هم زیباتر است!! + عکس، آنجلینا جولی، جالب، سینما، سینمای جهان، هالیوود، مدل لباس، مد و زیبایی،
به گزارش جهان "هایده کیشی پور" یکی از مربیان صاحب شهرت کلاس های رقص در تهران است که به تدریس انواع رقص های ایرانی و خارجی در کشور می پردازد. علاوه بر آن گروه رقصنده که به سرپرستی وی و دخترش "هدیه" به انجام حرکات موزون می پردازند، در بسیاری از مراسم و به مناسبت های مختلف شرکت کرده و به تبلیغ فعالیت های این گروه در سراسر تهران اقدام می کنند.
"هایده کیشی پور" که به گفته خود هم دوره و هم کلاس یکی از رقصنده های ایرانی قبل از انقلاب به نام (م.ح) است که در حال حاضر در غرب به سر می برد، کلاس های رقص خود را در نواحی مختلف تهران مانند میرداماد و جردن برگزار و برای هردوره کلاس های خود هزینه های هنگفتی از داوطلبین دریافت می کند. علاوه بر آن برخی از اعضای گروه وی هر از چند گاهی با سفر به یکی از کشورهای خارجی، رقص های جدیدی را آموزش دیده و پس از مراجعت به ایران، این رقص ها را به دختران ایرانی تعلیم می دهند.
نکته جالب توجه در این میان اینست که برخی از ارگان های رسمی کشور در برخی از همایش ها و برنامه های خود که برای بانوان برگزار می کنند با دعوت از گروه"هدیه و هایده کیشی پور" خود به خود برای انجام فعالیت های این گروه تبلیغ می کنند که نمونه آنها افتتاح برخی از پروژه ها در پارک بانوان تهران به همراه هنرنمایی این گروه در میان برخی از مسئولان زن در شهرداری بود.
برگزاری مسابقات رقص در همایش ها، برگزاری شوهای لباس، برگزاری شوهای لوازم آرایش و تربیت دخترانی که شغل آنها رقصندگی است از فعالیت های سرپرست گروهی است که ۱۹ خردادماه در تالاروحدت تهران برنامه اجرا خواهند کرد.
و اما سوال اساسی اینجاست که چرا فردی به راحتی مجوز کنسرت در یکی از معروفترین تالارهای تهران را گرفته و با گروه خود به اجرای برنامه می پردازند؟
گفته شده است که این کنسرت رقص برای حمایت از مردم مستضعف و نیازمند برگزار می شود.بد نیست مسئولین محترم برای علما و مراجع توضیح دهند با کدام حجت شرعی اجازه دادند برای حمایت از مردم ستم دیده! کلاس رقص در پایتخت ایران اسلامی برگزار شود.
طبقه بندی: سینما، سینمای ایران، مد و زیبایی، مطالب جالب،
برچسب ها: کنسرت رقص درتهران بامجوزارشاد؟+عکس، رقص، سینما، سینمای ایران، مفیدانه، جالب،

بیژن بیرنگ دراینباره به خبرآنلاین گفت: «ما دراینباره تحقیقات زیادی انجام دادیم که لیست تحقیقاتی آن نیز وجود دارد. بر اساس این تحقیقات برنامهای کاملا متفاوت و با شکل اجرایی متفاوت طراحی کردیم.»
کارگردان مجموعه «همچون سرو» درباره تشابه نام «بفرمایید شام ایرانی» با برنامه «بفرمایید شام»، گفت: «این برنامه در حال حاضر در کشورهای مختلف از جمله انگلیس و ترکیه و... با همین نام پخش میشود. تحقیقات ما بر اساس نمونههای جهانیتر آن بوده و نگاهی به نمونه ایرانی آن نداشتهایم و از نظر شکل و ساختار نیز کاملا با آن متفاوت است.»
به گزارش خبر آنلاین در این برنامه که برای عرضه در شبکه نمایش خانگی ساخته میشود، خوانندگان موسیقی پاپ و سنتی، بازیگران سینما و ورزشکاران رشتههای مختلف با هم رقابت میکنند.به گفته سازندگان «بفرمائید شام ایرانی»، این برنامه ضمن استفاده از ایدههای جذاب و متفاوت مطابق با موازین شرعی و عرفی جامعه و با استفاده از آداب و فرهنگ غنی اسلامی ایرانی در موسسه سینما 24 تولید میشود.
طبقه بندی: مفیدانه، مطالب جالب، سینمای ایران، سینما،
«رشاد محمد سعید»، معروف به «أبو الفداء»، یکی از نزدیکترین اعضای سابق شبکه القاعده بوده که برخی ها او را محافظ شخصی و گروهی دیگر او را راننده شخصی بن لادن می دانستند؛ او که یک یمنی تبار است، چند سال پیش به دست نیروهای آمریکایی بازداشت و به زندان گوانتانامو انتقال داده شد.
او در یکی از گفت وگوهای خود اظهار داشت: بنده سال ها پیش از حوادث ۱۱ سپتامبر در کنار أسامه بن لادن بودم و پس از ۱۱ سپتامبر نیز چند سال او را همراهی کردم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب جالب، مفیدانه،
برچسب ها: اطلاعاتی درباره زنان و فرزندان بن لادن+ تصاویر خانوادگی، بن لادن، اخبار،
تبلیغات




















