بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 17 مرداد 1390

امروز روز دادگاه بود و منصور داشت از همسرش جدا می شد …
منصور با خودش زمزمه کرد … چه دنیای عجیبی است این دنیای ما !
یک روز بخاطر ازدواج با ژاله سر از پا نمی شناختم و امروز به خاطر طلاقش خوشحالم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مفیدانه،
برچسب ها: عشــق و تــاریخ مصــرف، عاشقانه ها، عاشقانه، داستان، داستان کوتاه،
ارسال توسط
آخرین مطالب



















